![]() |
![]() |
|
| آنچه به نظر میرسد باید به آن بیاندیشیم |
|
پيام هفته:
...ولي بعضي وقتها زندگي واسه آدم معنا پيدا ميكنه؛وقتي كه همه چيزش حساب شده باشه . وقتي كه حتي به اندازه ي يك ماه توي هر سال همه ي كاراش براي رسيدن باشه. همه ي لحظه هاش به ياد يكي سپري بشه؛كسي كه همه چيز از اون شروع ميشه و به اون ختم ميشه. واقعا” بعضي وقتها زندگي معنا پيدا ميكنه... وقتي براي اون ؛ هر وقت كه اون بگه بخوري؛هر وقت كه اون بخواد ببيني و هر چي كه اون اراده كنه بشنوي... وقتي كه ماه رمضون ميرسه و همه مهمون دستاي مهربون خداييم؛ اينجاست كه زندگي معنا پيدا ميكنه! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 13:14 توسط فانوس روشن |
|
|
پيام هفته:
از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به كجا ميروم آخر ننمايي وطنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 10:37 توسط فانوس روشن |
|
|
دی دی دی ديد.... دی دی دی ديد.... ااآااااااااا...ه.چقدر زود صبح شد! پاشم پاشم که بازم دير شد. وای از دست اين استادهای on time. مامان داره داد ميزنه بيا صبحونه بخور....مامان وقت ندارم اين استاده گير ميده. درو پشت سرم ميبندم.مثل هميشه آدما با عجله از کنارم رد ميشن. همه دنبال يه چيزين که خودشونم نميدونن چيه. صف دور و دراز اتوبوس از ته خيابون پيداس.بازم امروز بايد سر پا وايسم... بالاخره تو اتوبوس جام شد ولی هنوز کيفم پشت دره. بازم امروز تو اتوبوس دعواس.پيره زنه با اون دختره سر جا دعوا ميکنن ؛ آخرش هم دعواشون ختم ميشه به ناکارامدی نظام. اينم از دانشگاه وبچه هايی که مثل هميشه يا در حال دودره کردن کلاسان يا در حال التماس و خودشيرينی برای دوزارنمره. دوباره کلاس؛دوباره درس؛ دوباره کار ؛ دوباره و دوباره... بازم راه برگشت وخستگی روز؛ مثل هميشه. بچه ها ميگفتن که امشب مسابقه بارسلونا ويوونتوسه. بايد حتما ببينمش. آخه ...راستی مگه تکرارشو بعدا نميده؟يادم باشه حتما طنز شبانه رو ببينم. هرچی باشه ازاون سريالای n قسمتی عشق وعاشقی كه بهتره... بازم مثل هميشه آخر شب ميشه وميرم كه بخوابم. ای بابا؛ اينم كه فردا cd هاشو ميخواد. تا قفلشونو بشكنم و رايتشون كنم از نصف شبم ميگذره و مثل هميشه خوابم ميبره. راستی تا كی مثل هميشه ها بايد ادامه پيدا كنه؟ يعنی نبايد تو زندگيه هميشگيمون يه جاييم برای چيزايی باشه كه هميشه نيستن.چيزايی كه بوی يكنواختی ندن؟ يا اينكه مثل هميشه بگيم: ترك عادت موجب مرضه؟ كاشكي ميشد از خودمون بپرسيم: چرا هميشه اين دوباره ها تكرار ميشن؟ يعنی واقعا هدف از اين زندگی اين هميشه ها و دوباره هاست؟ اصلا چرا من هستم تا زندگی كنم؟ اين تكرار روزها و شب های بودنم با چه انگيزه ای ادامه داره؟ و در يك كلام : بودن يا نبودن؟مسئله همين است و بس.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 13:25 توسط فانوس روشن |
|
|
پيام هفته اگر تنهاتر از آن تک درختی که رسته در کوير خشک وبی آب اگر از وحشت تنهايی ودرد نمی آيد به چشم خسته ات خواب اگر در اين جهان پر هياهو تو را حتی به سر يک سايبان نيست به هر خاری نبند اميد زيرا پناهی جز خدای مهربان نيست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 13:19 توسط فانوس روشن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اندیشه بزرگترین نعمت خداوند به بشر است. اندیشیدن به اینکه انسان کیست؟ و برای چه زندگی می کند؟...
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
هدف زندگی |
| پیوندها |
|
3نقطه شب هاي روشن old stamp کتاب های رایگان فارسی. .............................. مقاله های 3 نقطه معرفی کتاب 3 نقطه پرسش و پاسخ در 3 نقطه برگی از باغ قران در 3 نقطه |
|
RSS
|